تبلیغات
از اینجا ... از آنجا - مطالب ابر مصاحبه

از اینجا ... از آنجا

قصه های ساده زندگی - اگر ما را گم کردید فقط کافی است « از اینجا از آنجا» را در گوگل جستجو کنید!

دوشنبه 8 اردیبهشت 1393

چند توصیه به رئیس جمهور

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: عمومی، 




خبر:
آقای روحانی،رئیس جمهور محترم،  قرار است به زودی در یك مصاحبه تلویزیونی زنده با مردم صحبت كنند.


توضیح مقدماتی:

همه می دانیم كه قیمت سوخت در چند روز گذشته افزایش یافته (در واقع اجرای جدی مرحله دوم هدفمندی یارانه ها) و بدنبال آن قیمت همه چیز، از ارز و طلا گرفته تا كرایه و ... بالا رفته و آنهایی هم كه هنوز گران نشده اند، بدون شك در آینده  ای نزدیك عقب ماندگی خود را از قافله ی قیمت ها جبران خواهند كرد!

توضیح میانی:
چرا این مصاحبه لازم است؟

زمانی كه این اتفاق مهم (گران كردن سوخت و انرژی و در نتیجه وارد كردن اجتناب ناپذیر شوك تورمی با دست خود دولت به اقتصاد) رخ داده است. از دولتی كه در تبلیغات انتخاباتی خود را دولت «تدبیر و امید» نامیده و اعلام می كند «مسئولیت پذیر است» و «پاسخگوی ملت»، جز این انتظاری نمی رود. در واقع این كار از نان شب هم واجب تر است! وگرنه با تأخیر در این كار، بصورت اتوماتیك باید  به داشتن «تدبیر» آنها شك كرد و فاتحه ی «امید» مردم را خواند.

بقیه حرف ها را بفرمایید داخل بخوانید! ( روی لینك ادامه مطلب كلیك كنید)


* ادامه مطلب*

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

جمعه 21 آبان 1389

چرا می خوای دکتر بشی؟

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: عمومی، 

سه روز آخر هفته ی گذشته، حسابی سر ما شلوغ بود.
راستش رو بخوای من توی شعبه بین الملل دانشگاه علوم پزشکی کار می کنم و این سه روز باید از دانشجوهای جدید، که سازمان سنجش به ما معرفی کرده بود، مصاحبه می گرفتیم تا از بین اونها دانشجویان امسال رو انتخاب کنیم.
یکی از سئوال هایی که از بچه ها می پرسیدیم این بود که چرا می خوان دکتر بشن؟!



و این هم جواب های بچه ها؛

- "چون من عاشق این شغل هستم ( because I love this job ) و آرزوم این بوده که یه روز دکتر بشم."

- " من از بچگی می خواستم دکتر بشم. همیشه با سرنگ های خالی به عروسک هام آمپول می زدم!"

- " آخه توی خانواده ی ما همه پزشک هستن ... پدرم، مادرم و ..."

- " می خوام به جامعه و مردم فقیر و نیازمند کمک کنم"

- " مادربزرگم مریضی سختی داشت و متأسفانه به رحمت خدا رفت. شاید اگه من دکتر بودم ..."

- " بخاطر وجهه اجتماعی و موقعیت شغلی پزشکی..."

- " خدا بیامرز بابام خیلی دوست داشت من دکتر بشم، حالا می خوام آرزوی اون رو عملی کنم"

با خودم فکر می کردم بعد از هفت سال، چه مقدار از این نظرها ثابت می مونه و چه قدر تغییر می کنه؟!

پ ن :  از بین 50 تا 60 نفری که مصاحبه دادن، چند نفری حسابی من رو تحت تأثیر قرار دادن. بعضی بخاطر هوش و استعدادشون و بعضی هم بخاطر انگیزه ی خیلی قوی که داشتن. وقتی به یکی از این بچه ها که نمره کنکور و معدل و همینطور نمره ی مصاحبه اش خوب بود گفتم مطمئن باشه که قبول شده، کلی گریه کرد. البته از شوق! شاید باور نکنین اما من توی صورتش دیدم که در آینده یک پزشک خیلی خوب و موفق میشه.

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • اضافه به خبرخوان

  • Subscribe


Related Posts with Thumbnails