ابراهیم جمعه 18 تیر 1389 09:45 ق.ظ نظرات ()
پ ن:  تصاویر از چپ به راست و از بالا به پایین می باشند. هرچند به نظر من ترجمه کردن متن های قشنگ انگلیسی گاهی مزه واقعی اون رو از بین می بره اما این هم برای برخی از دوستان که شاید نتونن متن رو خوب ببینند.

* مرد آفریقایی : هی پدر جوزف ...
* مرد آفریقایی : من خیلی ناراحت. من 10 فرزند داشت. همه سیاه. حالا بچه ی یازدهم بدنیا آمد و سفید!  تا  200 کیلومتری  اینجا تو تنها مرد سفید هستی! به من توضیح بده!
* مرد آفریقایی : حالا پدر جوزف. به من بگو این چه معنی داشت؟
کشیش : اهم م م م م ... اینقدر عجولانه نتیجه گیری نکن. طبیعت گاهی غیر قابل توضیح میشه!
* کشیش: اینجا را ببین! تمام بزها سفید هستند. تنها خداوند می دونه چرا بعضل وقتا یه بز سیاه از اینها به دنیا میاد!
* کشیش: ... اینها اسرار طبیعت هستند. تو باید اونها رو بپذیری حتی اگر درک شون هم نمی کنی!
* مرد آفریقایی : من متوجه شد پدر جوزف ... من درباره بچه سفید ساکت خواهم بود ....
* مرد آفریقایی: ... و تو درباره ی بز سیاه ساکت خواهی بود، قبول؟؟؟