ابراهیم شنبه 13 مهر 1392 02:10 ب.ظ نظرات ()
ای كاش لر بودیم.
آنوقت نماینده مان جرأت داشت كه دیگران را با چماق لری تهدید كند.

ای كاش تهرانی بودیم.
آنوقت همه چیز مال ما میشد.

ای كاش فارس (!) بودیم.
آنوقت تا ابد خلیج فارس می شد مال ما.

ای كاش آذری بودیم.
آنوقت نماینده مان اگر مخالفت یا موافقت نمی كرد حداقل سئوال می پرسید.



مثلاً این سئوالها را می پرسید:

  • آقای استان فارس؛ شما از اتصال به دریا چه نفعی می خواهید ببرید كه مسئولین ما بعد از این همه سال، از اول تاریخ تا الان، نتوانسته اند برای این استان بدست بیاورند؟ لطفا یك نفر از شما كه با انصاف است به ما بفهماند كه جریان چیست كه این چند سال برای رسیدن به دریا این همه جان كندید و دست و پا زدید و حالا بالاخره موفق شدید؟

  • لطفاً بفرمایید برنامه ی شما از این به بعد چه می باشد؟

  • آقای نماینده، آقای استاندار؛ شما در قبال این چندصد كیلومتر ناقابل چه امتیازی گرفته اید؟ لطفاً مشخص فرمایید برای خودتان امتیاز گرفته اید یا برای استان هرمزگان؟ ... اصلاً امتیازی گرفته اید؟؟؟ ... هیچ هیچی ؟؟؟

  • آقای نماینده؛ هنوز هم اعتقاد دارید كه مشكل آقای احمدی نژاد و دوستانش بودند كه به بحث جدا كردن پارسیان از هرمزگان دامن می زدند؟

  • آقای مسئول، جناب استاندار؛ نماینده ی فارس در مصاحبه مدام از عبارت «استان توانمند فارس» دم می زند. و بدون شك توانمندی آنها الان حسابی آشكار شده است. چرا ما ناتوان هستیم؟ چرا نتیجه ی فعالیت شما باعث رشد و توانمندی استان هرمزگان نشده و معلوم نیست هم بشود؟ با این حساب اگر همین روزها قشم را رسماً بدهند به اصفهان، كیش را به تهران، میناب را به كرمان و ... نباید تعجب كنیم؟!؟

  • آقای روشنفكر، آقای سردبیر و مدیر مسئول، آقای مردم؛ توسری خوردن و توهین از این بیشتر؟ مشكل ابداً یك تكه كوچك از خاك نیست. بلكه درد ریشه دارتر و عمیق تر از این حرفهاست. كسی آنرا درك می كند؟


باورتان می شود؟ دلمان خوش بود اگر كسی بود كه این سئوالها را فقط می پرسید. پیگیری برای پاسخ پیشكش! ... كاش ...


پ ن : علی رغم برخی حرف و حدیث ها و حاشیه ها، شخصا ارادت زیادی به آقای قاضی پور، نماینده محترم اردبیل دارم. نمی ترسد، فریاد خودش را می زند. حنجره اش را پاره می كند اما ساكت نمی نشیند. كاش ذره ای از غیرت و شهامتش در وجود ما بود.