تبلیغات
از اینجا ... از آنجا - مطالب ابر بندرعباس

از اینجا ... از آنجا

قصه های ساده زندگی - اگر ما را گم کردید فقط کافی است « از اینجا از آنجا» را در گوگل جستجو کنید!

چهارشنبه 17 فروردین 1390

ناخن بر رخسار تو می کشیم

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: عمومی، هرمزگان، 


شهر ما خانه ی ما !
این یک شعار نیست. حقیقتی مسلم است. شهرها را خود ما می سازیم. همه ی زشتی هایش و زیبایی هایش را.
هرچه بیشتر شهرهایمان را پر از زیبایی، نظم، پاکیزگی و طراوت کنیم، مطمئن باشید که روح و روان و زندگی خودمان را شاداب تر و دلنشین تر کرده ایم و برعکس هرچه پلیدی، بی نظمی و ... در شهرهایمان بیشتر شود، تک تک ما افسرده تر، عبوس و بیمارتر می شویم. کسی در این شک و تردید دارد؟
هرکدام از ما شهروندان به همراه مسئولین سازمان ها وارگان های مختلف گوشه ای از بار مسئولیت را بر دوش داریم.

خیابان های پاره پاره!
خیابان ها یکی از مهمترین بخش های هر شهری به شمار می روند. همه ی ما مدت قابل توجهی از ساعات شبانه روز را در خیابان ها می گذرانیم. پیاده و سواره!
آنچه در خیابان ها می گذرد بدون شک تأثیر زیادی بر سلامت روح و جان و جسم ما می گذارد؛
» ترافیک های طولانی، بوق زدن های ممتد و رانندگی های بی ملاحظه که اعصاب ما را خرد و درب و داغان می کند و باعث انواع بیماری ها مثل زخم معده، فشار خون و ناراحتی قلبی و ... می شود.
» انواع تصادف ها که در برخی موارد حتی متأسفانه منجر به مرگ می شود.
» آلودگی صوتی، آلودگی هوا و ....

به موارد بالا اضافه کنید انواع چاله و دست انداز و موانع بزرگ و کوچک ( سرعت گیرها مد نظر نمی باشند) ! تو گویی که فرد خبیس و سنگدلی با ناخن های بلند خود چهره ی شهر را با بی رحمی خراشیده است.
اداره مخابرات، آب و فاضلاب، شهرداری و ... هر از گاهی به جان آسفالت های خیابان های شهر من می افتند. پس از ماهها که کار خود را تمام می کنند، محض رفع تکلیف کانال های خود را با بی میلی و کم توجهی پر می کنند و مثلاً آسفالت را ترمیم کرده و آن را به امان خدا رها می کنند. درحالیکه اثر این هنرنمایی آنها مثل جای یک زخم عمیق باقی مانده است.

می گوییم نباید خیابان ها را کند ؟!
نه! این حرف را نمی زنیم. درست است که در شهرهای از ما بهتران (!) از همان اول فکر همه چیز را برای آینده می کنند. یعنی آب و برق و فاضلاب و کابل مخابرات و ... را می کشند و بعد شروع به ساختمان سازی و آسفالت کشی می کنند. اما ما آدم قانع و واقع بینی هستیم. اینجا ایران است و بالاخره گاهی لازم می شود خیابان ها را کند. سالی یک بار، دوبار، بیشتر ... به هرحال هزار ماشاا... مدیر خلاق و کارشناس زیاد داریم و بالاخره طرح ها و کارهای پیش بینی نشده هم زیاد است و بعضی بودجه ها و اعتبارات باید هزینه شود! پس این کار اشکالی ندارد.

پس راه چاره چیست که خیابان ها مثل جگر زلیخا، هزار پاره نباشند؟!
یک زمانی فکر می کردیم کندن خیابان و سپس ترمیم آن کار خیلی خیلی سختی است. حداقل 6 ماه زمان می خواهد و تازه بعد از اتمام کار محال است بتوانید خیابان را مثل روز اولش صاف و یکپارچه در بیاورید. بعبارتی این چاله چوله ها اجتناب ناپذیر هستند. تا اینکه از بد حادثه به بلاد فرنگ رفتیم و دیدم ای دل غافل آنها وسایل و امکاناتی دارند که درصورت لزوم ( نه اینکه هروقت عشق و هوس خیابان کنی به سرشان افتاد) ، ظرف یک تا دو روز خیابان را می کنند و کارشان را می کنند و بعد آنرا مثل روز اولش صاف و تمیز تحویل می دهند. طوریکه اگر ده بار هم با ماشین روی آن جلو و عقب بروید محال است متوجه شوید که آسفالت دو تکه است. باز هم محض اطلاع شما عزیزان بگویم که متوجه شدیم از همان آلات و دستگاههای کذایی در مملکت خودمان هم موجود می باشد. حال این سئوال توی مخ آدم چرخ می زند: پس چرا این کار را نمی کنیم؟


تصویر فوق را ببینید. درست اندازه ی عرض یک ماشین، آسفالت اصلی ترین اتوبان شهر تخریب شده و در عکس مشخص است که راننده ها بدلیل هم سطح نبودن آسفالت ترجیح می دهند از آن دوری کنند. خودتان حساب بکنید در ساعات شلوغ و پرترافیک این کار منجر به چه خواهد شد؟! اعصاب خردی راننده ها، زشت شدن شهر و ... نتیجه ی همه اینها به تک تک خود ما منتقل می شود.

شهر من، به هزار راه تو را زشت و نازیبا می کنیم.  با دستان خود رخسار تو را خراش داده و خون آلود می کنیم. اگر زبان داشتی چه می گفتی؟!

پ ن :
1. نکته اخلاقی:  لذت 200 متر رانندگی در یک خیابان صاف و بدون دست انداز به دل همه ی ما مانده است. انشاا... خدا نصیب کند به یک کشور پیشرفته سفر کنید و آنجا فرصت رانندگی داشته باشید. البته اگر با پراید وطنی هم به آنجا بروید باز هم لذت خواهید برد.  جلوبندی و کمک فنر ماشین های ساخت داخل یک طرف، دست اندازهای خیابان هایمان هم همان طرف!!!
2. موسیقی درخواستی این پست: « شهر من، من به تو می اندیشم. که گرفتی مرا در بر خویش.... » 
3. نتیجه گیری نهایی: از این چیزها بیشتر خواهم نوشت!!! حتی اگر اقدامی عملی صورت نگیرد. پس به کسی بر نخورد.

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

یکشنبه 21 آذر 1389

A Visit To Iran

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: هرمزگان، سفر به دور دنیا، 

نام Bob Arno را شاید کمتر خواننده ی این وبلاگ شنیده باشد. آقای Bob Arno متولد استکهلم و اصلیت سوئدی دارد اما از سال 1992 میلادی ملیت آمریکایی را پذیرفته است.

این آقای محترم کمدی را و همچنین فعالیت در رسانه را تجربه کرده است.
علت ذکر کردن نام وی این است که سفرنامه ای به ایران را منتشر کرده که در آن تصاویری از جنوب ایران نشان داده شده است. در واقع سفر او از بندرعباس آغاز شده است. آنچنان که باب آرنو می گوید، این دومین تجربه ی او از سفر به ایران می باشد. بار اول در سال 1960 ( بیش از 50 سال قبل) به ایران آمده و داستان حضور خود در کافه ای شبانه در تهران را ذکر می کند.

اما در سفر اخیر گویا همراه باب آرنو خانمی به نام Bambi هم بوده است که در خاطرات خود از اینکه مجبور بوده در هوای گرم و شرجی لباس گرم و بلندی را بپوشد گله کرده است.

نکته جالب در این خاطرات توجه این توریست های آمریکایی به لباس و پوشش زنان در منطقه ی جنوب است. در نتیجه عکس های متعددی از زنان با برقع در گزارش آنها دیده می شود.

عجیب اینکه در جایی از خاطرات اینها تصویری را می بینید که پیرمردی در بازار بز خود را به همراه می کشد.
و در زیر عکس که بعنوان خیابان های ایران نامگذاری شده، نوشته است: " ایران امروز، کاملاً شبیه دهه 60 است ( 50 سال قبل)"!!!

آیا این معرفی است که از کشور ما در دنیا می شود؟!

قسمت جالب دیگر گزارش آنجایی است که وی کنجکاو می شود معنی نوشته ها و تصاویر روی برخی دیوارهای مرکز شهر بندرعباس را بداند. بخصوص اینکه ظاهراً بعضی از آنها با رنگ پوشانده شده اند.

" من می خواستم بدانم که آیا اینها شعارهای سیاسی و انتقادی برعلیه دولت هستند یا نه؟"

اما ظاهراً پاسخ همراهان ایشان وی را قانع نمی کند: "به من گفتند، در اینجا مردم مجاز هستند برای یک ماه تبلیغات مورد نظر خود را روی دیوارها بنویسند و بعد از این مدت شهرداری روی تبلیغات را رنگ آمیزی می کند تا جا برای تبلیغات تازه باشد.
و یا توجیه بهتر دیگری که می گفت: جوان ها روی دیوارها تمرین هنری می کنند و سپس آنها را رنگ می زنند تا دوباره تمرین کنند".

در ادامه بعد از اینکه او مقدار دیگری از مسایل مربوط به اوضاع سیاسی، بخصوص در ارتباط با انتخابات، می گوید در انتها اذعان می کند که هیچ حس خصمانه و ضد آمریکایی در طول سفر ندیده است.

سایت گزارش Bob Arno به زبان انگلیسی را اینجا ببینید. اینجا

یک سری عکس جالب از برقع (روبنده) زنان جنوب ایران را اینجا ببینید. اینجا

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

یکشنبه 21 آذر 1389

ما، ترافیک و تعلل مسئولین

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: هرمزگان، اخبار و رویدادها، 


عکس تزیینی است

اگر آخر هفته ها اتفاقی بخواهید از شهر خارج شوید، جهت فاتحه خوانی سری به قبور رفتگان خود بزنید، به سمت میناب بروید و یا ...،
محال است از ترافیک گره خورده و مهوع روبروی پلیس راه قدیم متعجب نشوید.

حداقل بیش از 3 هفته است که این داستان تکرار می شود و اوضاع نه تنها بهتر نشده که بدتر هم شده است.
البته ماسه هایی که کنار خیابان ریخته شده و تلاش کمرنگ چند ماشین راه سازی، همه ی امید شما برای این است که هفته ی بعد با تعریض شدن خیابان، دیگری اثری از ترافیک نخواهید دید (یکبار دقیقاً وقت گرفتم و دیدم حداقل 25 دقیقه کامل شما یک مسیر 200 تا 300 متری را طی خواهید کرد) اما باز روز از نو و روزی از نو!

به همه ی اینها اضافه کنید میوه فروش هایی که بعد از میدان اصلی ورودی شهر، در ابتدای مسیر جاده ی میناب، کنار این جاده ی تنگ و باریک اسباب و اثاثیه ی کسب و کار خود را پهن کرده و هیچ کس نمی گوید بالای چشمتان ابروست. برعکس که حتی برخی از ما،  الگوهای تمدن بشری، ماشین های خود را کنار این میوه فروش ها آنچنان مایل و زاویه دار پارک می کنیم و ماتحت مبارک آنرا رو به خیابان می گیریم که شاید به زبان بی زبانی داریم می گوییم : " [...] ایم به هرچه قانون و اصول ترافیک و راهنمایی و رانندگی است!!!"

و فراموش نکنیم که همه ی این اتفاق ها در دهانه ی ورودی یکی از مهمترین و استراتژیک ترین شهرهای بندری کشور رخ می دهد.

آه خدای من!
چقدر مسئولین محترم ما از فرصت های خود خوب استفاده می کنند برای نشان دادن توانمندی ها و لیاقت های خود. آه!
باز آخر هفته ی دیگری در پیش است.


پ ن : شنیده اید که یک هتل 15 طبقه را چین تنها ظرف 6 روز ساخته! (سرعت عمل را دارید؟) ما به 6 سال قانعیم به خدا! ... یک وقت خدای نکرده عجله نکنید ها !

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

چهارشنبه 3 آذر 1389

همایش بزرگ دانشجویی ایدز

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: اخبار و رویدادها، خاطرات، هرمزگان، 



در آستانه روز جهانی ایدز ( 10 آذر) دیروز در دانشگاه آزاد بندرعباس مراسمی برگزار شد با موضوع ایدز. در این برنامه که چهره های شاخص و محبوب ملی (نظیر داوود رشیدی، خانم دکتر محرز و ...) حضور داشتند، من مجری برنامه بودم!

گزارش مفصل آنرا همینجا در ادامه متن بخواند.

راستی عیدتان هم مبارک!

ادامه مطلب را اینجا بخوانید...

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

« احتمال شیوع بیماری باکتریایی در بندرعباس» !

روز پنج شنبه گذشته  این خبر را اینجا  (تابناک)  که از این منبع (صداقت) گرفته شده بود را خواندم.

خیلی با خودم کلنجار رفتم تا بی خیال شوم و از آن بگذرم.

اما ... دیدم نمی شود!




پس لطفاً ادامه مطلب را بخوانید. البته با آرامش و بدون قضاوت عجولانه و تا آخرش را !


ادامه مطلب

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • اضافه به خبرخوان

  • Subscribe


Related Posts with Thumbnails