منوی اصلی
از اینجا ... از آنجا
قصه های ساده زندگی - اگر ما را گم کردید فقط کافی است « از اینجا از آنجا» را در گوگل جستجو کنید!
  • ابراهیم دوشنبه 14 مهر 1393 10:09 ق.ظ نظرات ()


    لطفا این عكس را با دقت ببینید!

    تصویر یك بیلبورد در بلوار ساحلی بندرعباس، درست پشت دانشگاه علوم پزشكی بندرعباس است.

    به نظر شما چه نكاتی در این عكس وجود دارد؟
    1. بروس ویلیس (هنرپیشه معروف هالیوود) كه از كچل بودنش برای تبلیغ كاشت مو استفاده شده! آیا برای استفاده از عكس او اجازه گرفته اند و قرارداد قانونی دارند یا ...!
    2. اینكه واقعاً جامعه ی ما به عمل های زیبایی چقدر نیاز دارد و این بازار چقدر جذابیت دارد؟!
    3. ...

    راستی آن پشت چیزی پیداست؟!؟ ... نه؟!

    خدا خیرتان بدهد وقتی شما با این حوصله و دقت نمی توانید بفهمید آن بیلبورد پشتی در حیاط دانشگاه علوم پزشكی درباره ی چیست، آن وقت یك راننده كه با سرعت در حال حركت است، متوجه هیچ چیز جز كله ی كچل بروس ویلیس نخواهد شد! درست است؟

    3. بیلبوردی كه پشت درخت ها و البته پشت بروس ویلیس پنهان شده، یك بیلبورد آموزشی و اطلاع رسانی از دانشگاه علوم پزشكی است درباره ی بیماری مهم تب ویروسی خونریزی دهنده. چیزی كه این روزها بحث داغی در دنیا راه انداخته و اكثر كشورها را به فكر راه چاره انداخته است.

    4. در دیار ما شهرداری یك بیلبورد تبلیغاتی بزرگ را كه ماهانه درآمد كلانی از بابت آن دریافت می كند، می كارد درست جلوی بیلبورد اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشكی كه البته هیچ پولی پرداخت نمی كند. این یعنی دهن كجی! خب، صد البته هر كجا پول باشد، زور هم همانجاست! حالا می خواهد گوشه یك خیابان باشد یا در كادر تلویزیون و یا ....

    5. سیستم اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشكی هم كه قربانش بروم! حالا گیریم شهرداری جلوی بیلبورد شما را گرفته، لا اقل زوری، بحثی، جدلی! نمی شد در فرمانداری و استانداری اعتراض كرد كه " آیا اطلاع رسانی درباره تب خونریزی دهنده كه آدم را می كشد، واجب تر است یا كاشتن مو و تزریق ژل در گونه"؟!؟

    6. حالا این كار را هم نكردید، لااقل شاخ و برگ اضافه درختان را كوتاه می كردید! این كه دیگر زحمتی نداشت!
    7. پول و حال و انگیزه این كار را هم نداشتید، لااقل این بیلبورد خودتان را از جا بكنید و بفروشید به آهن كهنه خر ها! اینطوری هم درآمدی كسب كرده اید برای دردهای بیشمار بهداشت و درمان جامعه، هم دیگر از این به بعد پول چاپ بیلبورد و بنری را نمی دهید كه اصلاً اصلاً دیده نمی شود!!! حداقل صرفه جویی كرده اید.

    8. حالا ما از این مؤسسه گله بكنیم؟ از شهرداری گله بكنیم؟ از شركت تبلیغاتی گله بكنیم؟ از دانشگاه علوم پزشكی گله بكنیم؟ ... بدون شك هیچ كدام فایده ندارد و تا ابد وضعیت همین هست كه هست. می گویید نه؟! ... این گوی و این میدان. یك هفته بعد سری به این مكان بزنید! دو هفته بعد سر بزنید! نه یك ماه بعد سر بزنید! مطمئن باشید هیچ تغییری نخواهید دید! البته شاخ و برگ درختان بلندتر می شود. 
    َشاید محتوای بیلبورد تبلیغاتی روبرو عوض شده باشد و به جای كله كچل بروس ویلیس بیچاره، كه روحش از این هنرنمایی ما خبر ندارد، چیز دیگری ببینید كه البته بعید می دانم. چون هنوز در مملكت ما این چیزها (عمل های زیبایی و چیتوز و تن تاك و...) نان دارد. تب خونریزی دهنده و ابولا و ...  و در اصل آگاهی دادن به مردم كیلویی چند؟؟!
    9. به قول فامیل دور: ....



    آخرین ویرایش: دوشنبه 14 مهر 1393 10:28 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ابراهیم چهارشنبه 28 خرداد 1393 02:17 ب.ظ نظرات ()



    یكی دو روز پیش، اتفاقی یك آگهی را از رادیوی ماشین شنیدم؛
    مفهوم پیام این بود كه شركت برق می گفت «مردم با خاموش كردن وسیله ی پرمصرفی مثل كولر گازی در ساعت اوج مصرف (از 13 تا 17 و ...) می توانند كلی در مصرف برق صرفه جویی كنند»!!!

    من یقین دارم كه این عزیزان در مورد «مقدار مصرف برق كولر گازی» و «هزینه برق» اطلاعات دقیق و كافی دارند اما شك دارم كه بدانند «دوام آوردن بدون كولر در ساعت 1 تا 5 بعد از ظهر در این هوای گرم و سوزان» یعنی چه! وگرنه عمراً از این پیشنهادهای احمقانه و بیشرمانه به مردم نمی دادند!!!

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 خرداد 1393 03:16 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ابراهیم دوشنبه 26 اسفند 1392 07:55 ق.ظ نظرات ()


    برای اینکه نشان دهیم بی ادب و نزاکت نیستیم، همین اول کار می نویسیم: «با کمال ادب و نهایت احترام: لطفاً...» !
    و چون می دانیم این روزها مخاطب کم حوصله و بی صبر است، یک راست رفتیم سر اصل ماجرا و می گوییم: «... این بند و بساط را جمع کنید»!!!

    حالا اگر علاقمند و کنجکاو شدید تا بدانید جریان چیست؟ روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 26 اسفند 1392 08:34 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ابراهیم یکشنبه 22 مرداد 1391 06:42 ب.ظ نظرات ()
    خب این هم یک عصر دل انگیز در بندرعباس،



    که تا چشم کار می کنه گرد و خاکه. البته به قول کارشناسها بهتره بگیم : « ریز گرد»!
    در چشم به هم زدنی آسمون صاف و آفتابی تبدیل شد به این چیزی که می بینید.
    این عکس رو تازه تازه و داغ می ذارم براتون. می تونید خبرش رو توی اخبار سراسری امشب و یا روزنامه های فردا ببینید!
    آخرین ویرایش: یکشنبه 22 مرداد 1391 06:54 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ابراهیم پنجشنبه 21 مهر 1390 09:19 ب.ظ نظرات ()
    قصه از کجا شروع شد؟
    پشت فرمان نشسته اید و حال می کنید از اینکه بعد از سالها زجر کشیدن، بالاخره دارید روی آسفالتی صاف و یکدست، که به تازگی روکش آن در نتیجه ی یک حرکت قابل تحسین شهرداری که آنرا « نهضت آسفالت» نامیده، ترمیم شده رانندگی می کنید. تک تک مسئولین و دست اندرکاران امر را دارید یکی یکی دعا می کنید که چقدر بفکر شهر و مردم هستند و ... ناگهان ... 


    متوجه شدید؟! ... نه؟!
    دوباره بر می گردید تا مطمئن شوید که آنچه دیده اید، توهم و سراب نبوده است.


    بعله .... همین صحنه بهانه ای می شود برای یک پست تند و تیز ! آنرا در ادامه مطلب بخوانید.


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات