تبلیغات
از اینجا ... از آنجا - مطالب ابر امنیت

از اینجا ... از آنجا

قصه های ساده زندگی - اگر ما را گم کردید فقط کافی است « از اینجا از آنجا» را در گوگل جستجو کنید!

جمعه 15 بهمن 1389

گوگل: نفس كش!

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: كامپیوتر و اینترنت، 


غول دنیای اینترنت یعنی گوگل ( Google ) ادعا كرده هركس بتواند نرم افزار مرور گر آن یعنی گوگل كروم ( Chrome ) را هك كند - بخصوص  sandbox escape - مبلغ 20 هزار دلار به او جایزه خواهد داد.

محض اطلاع : امروزه ملت از چند نرم افزار مطرح برای گشت و گذار در اینترنت استفاده می كنند؛
اینترنت اكسپلورر میكروسافت - فایرفوكس موزیلا  -  و گوگل كروم.
البته نرم افزارهای دیگر نظیر سفری اپل Apple Safari و اپرا Opera هم مورد توجه بعضی ها قرار دارد.
خود من همه اینها را روی سیستم خودم امتحان كرده ام.
باید بدانید امنیت و چفت و بست داشتن برنامه ی مرورگر اینترنت شما خیلی مهم است چون بسیاری از هكرها و ویروس ها از این راه وارد سیستم شما می شوند.

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

شنبه 27 شهریور 1389

درباره یک همایش ملی

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: اخبار و رویدادها، عمومی، هرمزگان، 

چند روز پیش ( چهارشنبه 24 شهریور) یک نسخه از روزنامه صبح ساحل به دستمان رسید. داشتیم هی همینطور اونرو ورق می زدیم که در صفحات داخلی چشممان به یه اطلاعیه افتاد. اطلاعیه رنگی و تقریبا یک - چهارم صفحه بود با این مضمون؛



«برگزاری اولین همایش ملی امنیت در شهرهای ساحلی»
...

از اونجایی که ما اصولاً فضولیم و در کارهای مختلف کنجکاوی کرده و هی به ملت گیر می دیم، دست به قلم برده و این نکته ها را یادداشت کردیم:

1- اول از همه: آقا ای ول ! دمتون گرم! بچه های دفتر تحقیقات کاربردی ناجا، نشون دادین که نیروی انتظامی ما فقط باتوم و دست بند و مشت و لگد رو نمی شناسه و با کارهای علمی و فرهنگی هم آشنا هست.

2- همکاری نیروی انتظامی با ارگانها و سازمانهای دیگه بخصوص دانشگاهها دیگه خیلی خیلی باعث ذوق و شعف فراوان ما شد. باز هم دمتون گرم! انشاا... به حق پنج تن اینجور کارهای بین بخشی توی این مملکت رونق و رواج داشته باشه.

3- اینکه توی کشور اولین شدین و باعث بلند شدن نام هرمزگان، باز هم جای تقدیر و خیلی ممنون و اینها داره! دست و پای کسی که این ایده رو مطرح کرد درد نکنه الهی!

4- همه جای دنیا شهری که بندری هست، توریست زیاد داره، بخاطر شرایط اقتصادی مهاجر زیاد می پذیره، بافت ناهمگن اجتماعی داره ( از فقیر فقیر گرفته تا ثروتمندای گردن کلفت، از پاکستانی و افغانی گرفته تا ترک و لر و تهرانی و خوزستانی و ...) و هیچ کار درست و درمونی هم در زمینه مدیریت شهری و ارتقاء فرهنگی اون تاحالا نشده( این دید منفی ما رو به بزرگی خودتون ببخشین!) به فرآیند امنیتش با یه حساسیت دیگه نگاه می کنن. برای حفظ و ارتقاء امنیت اون برنامه های دقیق و جامع و حساب شده دارن. چیزی که ما توی بندرعباس کمتر ازش نشونی می بینیم. پاک کردن صورت مسأله ( اینکه جار بزنیم همه جا گل و بلبله و همه خوشحالن که دردی رو دوا نمی کنه)، برخورد پلیسی هم چاره کار نیست ( مثل ماجرای بیچاره بچه های وبلاگ نویس که نزدیک بود به جرم اعتراض به ناامنی ها، خودشون بعنوان لات و چاقوکش و مخل امنیت برن زندون شهرک آب خنک بخورن!). حالا این «اولین» همایش، یه روزنه ی امید باز میکنه که ... کلبه ی احزان شود روزی گلستان دل بد مکن. الهی آمین!

5- راستی این «اولین همایش ملی» نباید یه سایتی چیزی داشته باشه؟! یعنی خیلی کار سختی بود؟ هزینه اش بالا بود برای این همه دستگاه عریض و طویل؟؟؟

6- از خیر سایت گذشتیم. حالا این چه کاری بود که ایمیل Yahoo و Gmail اعلام کردین برای ارسال مقالات؟! بابا کلی ضایع شدیم. کلاس کار رو آوردین پایین که! مگه بچه های حفاظت اطلاعات شما نمی گن از این سرویس دهنده های رایگان و اجنبی استفاده نکنین؟ ... چیه، مثل دکترا فقط بلدین به مردم بگین چکار نکنن ولی خودشون ... ها ؟!! خوبه بگیم مخابرات دوباره Gmail  رو فیلتر کنه، حالتون گرفته بشه؟!

7- آقا شما که اسم و آرم این همه اداره و سازمان زدین توی پوستر همایشتون (و ما هم تحسین کردیمش) بخصوص دانشگاه پیام نور! چی میشد اسمی هم از دانشگاه علوم پزشکی بزنین؟ خدا وکیلی چیزی که کم نمیشد از زیبایی بصری پوستر! فکر کردین روزانه این همه لت و پار و بخیه ای که قربانی چاقوکشی و ناامنی میشن، کجا به هم دوخته میشن؟ توی دانشگاه پیام نور ؟! پس قبول کنید که حداقل یه بخشی از این کار هم مربوط به اون دانشگاه میشه. خدایی خیلی نامردی بود که اسم پیام نور، هرمزگان، جهاد دانشگاهی و آزاد رو زدین اما علوم پزشکی ... ! انگار اونها رو حساب آدم نکردین. حالا اگه رفتین سراغشون و تحویلتون نگرفتن که ماجرا فرق میکنه ... بگین تا ما بریم سروقتشون دمار از روزگارشون در بیاریم که چرا توی این حرکت مهم با شما همراهی نکردن!!!



پ ن : به جای این پست می خواستیم در باب حرکت تحسین برانگیز «جمعی از کارکنان مرکز بهداشت استان» مطلبی را بنویسیم که ... فعلاً بیخیال شدیم! ولی اگر برای بار «سوم» حرکت زیبای خود را تکرار کردند آنوقت ...!

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

شنبه 4 اردیبهشت 1389

خود را به هلاكت می اندازیم!

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: عمومی، 


"خود را با دست خود به هلاكت نیافكنید"!

این نص صریح آیه قرآن است.

وزیر و وكیل و كارشناس جسته و گریخته در حرف ها و اظهارات خود از حوادث و « تصادفات رانندگی» به عنوان یكی از عوامل اصلی و مهم مرگ و میر در كشور نام می برند.
حتی عدد و ارقامی كه ذكر می شود (هرچند آمار واقعی نیستند) كمتر از تلفات جنگ تحمیلی نبوده و بلكه بیشتر از آن هم هست. خب، با این همه پس چرا؛

» چرا در بحث كیفیت ایمنی و امنیت خودروهای ساخت داخل، فكر ضرر و زیان تولید كننده ها هستیم، به فكر رونق اقتصاد و پول هستیم، به آبروی صنعت كشور اهمیت می دهیم اما وقتی نوبت به جان و سلامت مصرف كننده می رسد ... ساكت می شویم؟! و اگر رسانه ای قصد پیگیری داشته باشد متهم می شود به هزار و یك گناه ناكرده!


» چرا در نقشه ها و طرح های راهسازی و جاده سازی( با صرف بودجه های كلان ) اشتباه های فاحش محاسباتی و مطالعاتی رخ می دهد و نقاط خطرناكی با دست خودمان درست می كنیم ( پیچ های با شیب غیر استاندارد، تقاطع های نامناسب، كمبود علایم هشدار دهنده و راهنمایی كننده و ...) و بدتر از آن هیچ تلاشی برای رفع این اشتباه ها نمی كنیم؟!


» چرا بدون نظارت و كنترل بطور گسترده كامیون ها و كامیونت های نامرغوب از برخی كشورها ( بطور عمده چین!) وارد می كنیم كه نه سیستم ترمز مطمئنی دارند و نه قابلیت كنترل استاندارد؟! آیا آمار تصادفات آنها را بیان می كنید؟!


بحث اشتباه انسانی ( یعنی همان راننده ها ) اگرچه عامل بی تأثیری در حوادث رانندگی نیست، اما انداختن همه تقصیرها به گردن آنها فقط پاك كردن صورت مسأله است.

به راستی تا كی باید شاهد این همه جنازه های مچاله شده و خون آلود و تكه تكه شده بین آهن پاره ها در جاده ها باشیم؟ باور كنید این اتفاق های تلخ برای همه ما و یا خدای ناكرده عزیزانمان می تواند بیافتد. آنوقت با چه زبانی می خواهیم جواب خدا و وجدانمان را بدهیم؟؟!

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

شنبه 4 مهر 1388

یک واقعیت دلخراش

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: عمومی، 


پرستار آمد توی مطب، کمی سرآسیمه بود.

به تجربه می دانستم وقتی با این حال وارد مطب می شوند می خواهند بگویند یک مریض بدحال آورده اند! بنابراین با عجله از جا بلند شدم.
توی سالن درمانگاه و روی زمین جا به جا خون ریخته و لخته شده بود. مسیر آن را به راحتی تا داخل اورژانس می شد دنبال کرد. باز هم طبق تجربه می دانستم با مریضی روبرو خواهم شد که تصادف کرده و یا چاقو خورده است.
حدسم درست بود. روی تخت جوانی متشخص، مرتب و شیک پوش خوابیده بود که لباسش خون آلود و پاره بود.

درحالیکه نفس نفس می زد و به وضوح وحشت زده بود شروع به حرف زدن کرد :

- : " خیابان شلوغ بود. نمی دانم از کدام طرف آمدند ...
دو نفر موتور سوار  بودند ...
... جلوی آن همه آدم می خواستند کیفم را بزنند ...
وقتی دیدند دارم مقاومت می کنم ... چاقو کشیدند و ..."!

 

کمی که آرام شد، با تلفن به خانواده اش خبر داد و دقایقی بعد خانواده ای با چشمان نگران و اشک آلود سرآسیمه وارد درمانگاه شدند و بخیه کردن بیمارشان را نگاه می کردند.

داستان نمایش تأسف آوری که بارها و بارها این روزها می شنویم و می بینیم. فقط بازیگرها و قصه گوهایش هربار فرق می کند! البته این نمایش برخلاف همه نمایش های دیگر واقعی است و قیمت آن جان و مال و آشفتگی روحی و روانی ملت است.
هرچند خوشبختانه این جوان دچار مشکل جدی نشد اما چه تضمینی است که یک شهروند بیگناه دیگر طعمه این اوباش و دزدان بی رحم نشود و آسیب نبیند؟! از کجا معلوم که این بلا بر سر هرکدام از ما و یا عزیزانمان نیاید؟؟؟!

نا امنی در شهر دارد آزار دهنده می شود. عزیزان مسئول انشاء ا... که حواسشان هست.

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • اضافه به خبرخوان

  • Subscribe


Related Posts with Thumbnails