تبلیغات
از اینجا ... از آنجا - مطالب مناسبتها

از اینجا ... از آنجا

قصه های ساده زندگی - اگر ما را گم کردید فقط کافی است « از اینجا از آنجا» را در گوگل جستجو کنید!

شنبه 20 فروردین 1390

روز پرستار مبارك

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: مناسبتها، 

امروز روز پرستار بود.



پزشك هرچقدر ماهر و مسلط باشد. بیماری را خوب تشخیص بدهد. داروی خوبی تجویز كند. اما ...

همه اینها درصورتی بهبودی مریض را تضمین می كند كه مراقبت پرستاری خوبی هم وجود داشته باشد.

این روز را به همه پرستاران عزیز تبریك می گویم.

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

سه شنبه 9 فروردین 1390

شعار روز جهانی بهداشت

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: مناسبتها، پزشکی و سلامت، 

همه ساله روز 7 آوریل ( 18 فروردین ) بعنوان روز جهانی بهداشت (World Health Day) نامگذاری می شود. البته در كشور ما اخیراً رسم شده كه در همین زمان «هفته ی سلامت» اعلام می كنند.
هر سال سازمان بهداشت جهانی یك موضوع را بعنوان شعار آن سال انتخاب می كند. انتخاب شعارها براساس اهمیت موضوع و اولویت های مختلف تعیین می شود. امسال - یعنی سال 2011 - شعار روز جهانی بهداشت این است:


Combat Drug Resistance
«مقابله با مقاومت دارویی»

اگر امروز اقدامی نكنیم، فردا درمانی وجود ندارد.

درباره اینكه مقاومت دارویی چیست، چه دلایلی دارد و راهكار مقابله با آن چیست؟ در آینده بیشتر خواهم نوشت.

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

یکشنبه 7 فروردین 1390

برای خودم

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: طنز، مناسبتها، 

صبح چنین روزی،
یعنی یکشنبه 7 فروردین ...


ما متولد شدیم! 


حالا فهمیدید چرا علی رغم همه فشارها و مخالفت ها برای جلوگیری از برگزاری جشن جهانی نوروز، اصرار بود حتماً حتماً برگزار شود و بالاخره امروز برگزار شد. آن هم هفت روز پس از نوروز ؟!!

آخی ... آقایان خیلی شرمنده کردین!... صفا آوردین! ... از اون ور دنیا ... با این همه تهدید و بیانیه و توصیه و ... راضی به این همه زحمت نبودیم به جان شما   



پ ن : تشکر های ویژه : 
بعد از بابا و مامان اینا و داداش و خواهرای عزیز و گلم،
1. از همه ی بچه های وبلاگی و فیس بوکی ( چه از داخل و چه از خارج ) ممنون که ما رو حسابی شرمنده کردن. انشا ا... سر عروسی بچه هاتون جبران کنم.  I love you all  
2. از دانشگاه آریزونا  ( Arizona)  آمریکا هم ایمیل فرستادن و تولدم رو تبریک گفتن! ای ول .... بابا معرفت Thank You very much ! حسابی sweat ما رو در آوردین که . 
3. آخر از همه هم از همراه اول  عزیز ممنونم که sms داد و تولدم رو تبریک گفت و مهمتر اینکه 170 عدد sms رایگان کادو داد.    

آخی نازی ... ما چقدر مهم بودیما !!!

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

جمعه 15 بهمن 1389

مومیایی مبارك

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: عکس، مناسبتها، 


كاریكاتوریست : David Horsey

ترجمه : 
- مبارك با وحشت فریاد می زند: دست نگه دارید، من نمرده ام!
- : هنوز نه ! ( اما به زودی اینطور خواهد شد)


سی سال!
زمان كمی نیست اما بالاخره تمام شد. این قانونی نانوشته است كه هیچ ظلمی و هیچ باطلی دائمی نیست. حالا یا با ظلم و باطلی دیگر و یا با حق از صحنه به در خواهد شد.
به قول معروف دیر یا زود دارد اما ... سوخت و سوز ندارد!

ممكن است عده ای از شور و قیام مردم مصر و جوانان آن داد سخن بدهند و آنها را تحسین كنند. ممكن است عده ای از طرح و نقشه ی زیركانه انگلیس، آمریكا و اسرائیل و ... برای ایجاد تغییر ظاهری در سیاست حكومت های دست نشانده خود در منطقه بگویند. از اینترنت، گوگل، فیس بوك و تویتر قصه ها گفته خواهد شد. قصه های راست ... قصه های دروغ! اما داستان هرچه باشد یك حقیقت است كه در آن تردیدی نیست؛ افسانه هزار و یك شب مبارك تمام شد!
راستی چرا با وجود این همه عبرت های تاریخی، برخی از ما درس نمی گیریم؟!


ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

پنجشنبه 25 آذر 1389

غروب ...

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: مناسبتها، 



« ما داستان کربلا را از روز تاسوعا می دانیم و عصر عاشورا ختمش می کنیم؛ بعد دیگر نمی دانیم چه شد! داستان کربلا، نه از آغاز تاسوعا و یا محرم شروع می شود و نه به عصر عاشورا و اربعین تمام می شود. این است که از دو طرف قیچی اش کردیم و آن را از معنی انداختیم، مثل قلبی که از داخل بدن در بیاوریم، که دیگر قلب نیست. باید قلب را در این سینه و اندام بزرگ بشری و در تسلسل عظیم یک دست تاریخ انسان بگذاریم؛ و آن وقت تپش پیدا می کند و آن وقت خون "حسین"، خون می شود. اما الان از آن ماده تخدیری درست کرده ایم.

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬  می‌گریند.

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.

دیدم عده ای مرده متحرک که بر زنده ی همیشه جاوید عزاداری میکردند!

این که حسین (ع) فریاد می‌زند:«آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند.

آنها که تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده ‏اند - در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نکرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده ‏اند؟

اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌کنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ »




گزیده هایی از کتاب «حسین وارث آدم» - دکتر علی شریعتی

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • اضافه به خبرخوان

  • Subscribe


Related Posts with Thumbnails