منوی اصلی
از اینجا ... از آنجا
قصه های ساده زندگی - اگر ما را گم کردید فقط کافی است « از اینجا از آنجا» را در گوگل جستجو کنید!
  • ابراهیم دوشنبه 17 شهریور 1393 02:57 ب.ظ نظرات ()

    از غم خبری نبود اگر عشق نبود
    دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود ؟
    بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
    این دایره ی کبود ، اگر عشق نبود
    از آینه ها غبار خاموشی را
    عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود ؟
    در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
    از این همه دل چه سود اگر عشق نبود ؟
    بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود ؟
    دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
    از دست تو در این همه سرگردانی
    تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود ؟

    قیصر امین پور

    آخرین ویرایش: دوشنبه 17 شهریور 1393 03:01 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ابراهیم شنبه 18 مرداد 1393 02:58 ب.ظ نظرات ()
    تابستان فصل رونق سینماهای دنیا است. این روزها فیلم های سینمایی پر هستند از هنرپیشه ها و سوپراستارهای رنگ و وارنگ. اكثر اینها هم جوان و خوش آب و رنگ هستند اما یك ضرب المثل قدیمی هست كه می گوید: "دود از كنده بلند می شود"!

    همه با نام آرنولد شوارتزنگر (Arnold Schwarzenegger)، بازیگر معروف فیلم های ترمیناتور كه مدتی هم وارد عالم سیاست شده بود و سیلوستر استالونه (Sylvester Stallone)، بازیگر فیلم های راكی و همچنین رمبو آشنا هستند.
    آرنولد با فیلم Sabotage (خرابكاری) و استالونه هم با فیلم Expendables 3  (مزدورها 3) روی صحنه بودند. بعد از تماشای این دو فیلم می خواهم بطور خلاصه درباره اینها كمی بنویسم.


    فیلم استالونه پر است از سوپراستارهای فیلم های اكشن، از پیرمردها گرفته ( كه خود استالونه در رأس آنهاست، مل گیبسون و ... و حتی آرنولد شوارتزنگر) تا جوان های تازه به دوران رسیده! اما در یك جمله باید گفت « یك فیلم شلوغ، درهم و برهم، بی سر و ته»! كه نه لشگر سوپر استارهای آن، نه تیر و تفنگ و توپ  و تانكها و نه هیچ چیز دیگر آن انتظاری كه دارید را برآورده نمی كند! و بیشتر به یك كمدی شباهت دارد تا یك فیلم اكشن.


    در مقابل آرنولد در فیلم خودش یعنی Sabotage موفقیت بهتری به دست آورده است. شاید چون داستان فیلم جذاب تر است و تا آخر كار سعی می كند بیننده را دنبال خودش بكشد. شاید هم چون بازی ها حرفه ای تر و قابل باورتر هستند. البته اصرار به نمایش صحنه های خشن و گاهی چندش آور (مثل شكنجه زن آرنولد، جسد له شده مرده ها، فوران خون از زخم های گلوله، تكه تكه شدن بدن افراد و ...) و یا فحش دادن های متعدد و استفاده از عبارات ركیك باعث می شود این فیلم برای خانواده، افراد دل نازك و بچه ها مناسب نباشد!
    و اما توصیه پایانی به پیرمردها : « بهتر است آرام و بی صدا از صحنه كنار بكشید و میدان را به جوان ها بسپارید! اینطوری خیلی سنگین تر هستید»!
    آخرین ویرایش: شنبه 18 مرداد 1393 03:10 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ابراهیم شنبه 30 فروردین 1393 12:02 ب.ظ نظرات ()


    گویند مرا چو زاد مادر
    پستان به دهان گرفتن آموخت

    شبها بر گاهواره ی من
    بیدار نشست و خفتن آموخت

    دستم بگرفت و پا به پا برد
    تا شیوه ی راه رفتن آموخت

    یک حرف و دو حرف بر زبانم
    الفاظ نهاد و گفتن آموخت

    لبخند نهاد بر لب من
    بر غنچه ی گل شکفتن آموخت

    پس هستی من ز هستی اوست

    تا هستم و هست دارمش دوست

    "ایرج میرزا"
    آخرین ویرایش: شنبه 30 فروردین 1393 12:05 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ابراهیم چهارشنبه 28 اسفند 1392 02:50 ب.ظ نظرات ()


    باز کن پنجرهها را که نسیم
    روز میلاد اقاقی ها را
    جشن میگیرد
    و بهار
    روی هر شاخه، کنار هر برگ
    شمع روشن کرده است
    همه چلچله ها
    برگشتند
    و طراوت را فریاد زدند
    کوچه یکپارچه آواز شده است
    ...

    بخشی از شعر "بهار را باور كن"
    زنده یاد فریدون مشیری


    عید همه دوستان عزیز مبارك، برای همگی بهترین آرزوها را دارم.



    آخرین ویرایش: پنجشنبه 29 اسفند 1392 09:01 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ابراهیم چهارشنبه 21 اسفند 1392 08:13 ق.ظ نظرات ()


    شُوو تارن و سِرگِ هَلهَلوک

    ده نفر گشنهَ و یَک کاسهَ مَشوک

    غلومَک مرکب اینین کـَـلمی

    دلی وا نوشتن نابو گــَـمی

    مُم غلی وا چارکدی پَچ نزدن

    همه کهَ واچشمونی زشت و بدِن

    دگهَ بلاسی شو اینین گازولیت

    اگه همساده وا کـَرزی شو نَدیت

    بپ چوک اِمشو از غراب اَتا

    کـُتی بُرمِیت ایشهَ وا شتاب اَتا

    زیر گونی پُشتی تاول ایزدن

    دردی از دوا و درمون هم رَدن

    همیطو شَهُند و خَرسی شَچکی

    دل بدبختی از عُغدهَ شَپکی

    پا کـُنار سُرخ محله مُرده شور

    وا چمی که از گریخو بوده کور

    نشت و کوکو ایزه مث بوف نَدار

    وا گریخ ایوارده حالی بی کـُنار

    همی غایهَ یهِ رفیکِ آشنا

    دستِ گرم خو رو شونَش اینها

    ایگو ای رفیک غمدیده مه

    دل مه یار ستمدیده مهِ

    بی چه از رفیکو دوری اگیری

    وا تو کار موهه نباید بمری

    اگه صد تا دست وا هم زور بزنِن

    خونه ستمگر از بیخ اکنن

    اگه صدتا لوو وا هم صدا بکنت

    بی زمین اتونت جا وا جا بکنت

    بی چه از رفیکو دوری اگیری

    وا تو کار موهه نباید بمری

    صحب نوروزن و خونه گلی

    جوشک از خوشی نکردن چیلیویلی


    "زنده یاد ابراهیم منصفی"

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 اسفند 1392 08:15 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 6 1 2 3 4 5 6
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic