تبلیغات
از اینجا ... از آنجا - اگه فضولی كنی؛ می برمت دكتر!

از اینجا ... از آنجا

قصه های ساده زندگی - اگر ما را گم کردید فقط کافی است « از اینجا از آنجا» را در گوگل جستجو کنید!

شنبه 28 تیر 1393

اگه فضولی كنی؛ می برمت دكتر!

نویسنده: ابراهیم   طبقه بندی: عمومی، پزشکی و سلامت، 



هر از گاهی توی سایت های خبری و رسانه ها مطالبی با این مضمون ها می خوانیم؛

دكتری كه باعث فلج شدن یك كودك بیگناه شد.
كوتاهی یك پزشك باعث مرگ یك دختر جوان شد.
مریض در اتاق عمل زیر دست پزشك مرد.
و ....

عكس ها و سرگذشت های این بیماران خیلی ناراحت كننده است. انصافاً خیلی باید سنگ دل باشی تا دچار حس ترحم و ناراحتی نشوی.
اما نكته ی جالب تر واكنش های خوانندگان این مطالب است. تقریباً 99 درصد كامنت ها ضمن هم دردی با بیمار و خانواده ی او، حسابی از خجالت پزشكان در می آیند (البته در نظر داشته باشید كه الفاظ ركیك در سایت های وطنی سانسور می شوند وگرنه ...!).

تازه می فهمیم كه ای داد و ای بیداد! این پزشك ها اصلاً حس تعهد و مسئولیت ندارند! تازه سواد درست و حسابی هم ندارند! فقط به فكر پول در آوردن هستند و جان مریض برایشان ارزشی ندارد!!! پس با این حساب بی دلیل نیست كه بچه ها را می ترسانیم: «اگه فضولی كنی، می برمت دكتر، آمپولت بزنه»!



تقریباً هركسی هم كلی خاطره دارد از موارد مشابه. «در شهر ما یك دكتری بود كه فلان كرد و بهمان»! و یا «... بابا این كه چیزی نیست. من خودم دكتری دیدم كه ....»! و حكم هایی كه جلوتر از قاضی داده می شود « فقط اعدام»!!! ... و برخی هم یاد درآمد خودشان می افتند « چرا باید یك دكتر اینقدر بیشتر از من كه مدرك [...] دارم، پول بگیرد؟»

خودت را كنترل می كنی و تا آخر نوشته ها را می خوانی. به ندرت یك نظر منطقی و منصفانه می بینی. همه طبق عادت ما ایرانی ها به شدت احساسی هستیم.
می دانی كه حتی سردبیر آن سایت از این جنجال دارد لذت می برد و دوست دارد این بحث ها داغ تر شود. بدون شك نظر خودش هم همین چیزها بوده است.
 
هر از گاهی دلت می خواهد برای روشن شدن موضوع و رفع سوء تفاهم ها نظر خودت را هم اضافه كنی؛
بگویی «عزیزم درست است كه برخی پزشكان كارشان ایراد دارد اما دلیل نمی شود كه همه را اینطوری ببینی. ما پزشكان شریف و خیلی خوبی داریم كه از هر نظر واقعاً كارشان حرف ندارد.»
«دوست من هر دارویی یك عارضه دارد. اصلاً داروی 100 درصد بدون عارضه و مطمئن در دنیا وجود ندارد! هر تزریق آمپولی حتی اگر توسط بهترین فرد هم تزریق شود، ممكن است باعث فلج شدن عصب پا شود و ....»
« چه كسی گفته درآمد همه ی پزشك ها نجومی است؟ چند مثال محدود كه اغلب هم متخصص و فوق تخصص هستند كه دلیل نمی شود. الحمدلله در جامعه ما حداقل در این زمینه (كم بودن درآمد زندگی) عدالت دارد بین همه اجرا می شود. باور كنید فقط عده ای اندك هستند كه مال و منالشان از حد و حساب خارج است».
و....

نفس عمیق می كشی! مطمئن هستی كه اگر اینها را بنویسی، مدیر سایت تأیید نمی كند (این را بارها امتحان كرده ام) چون دلش می خواهد نظرهای تند و آتشین ادامه پیدا كند. پس باید آرام بود.
بدون شك همین هایی كه دارند می گویند « اعدامش كنید! ... مدرك پزشكی اش را باطل كنید و ....» به همین زودی ها یا خودشان و یا یكی از عزیزانشان، مریض خواهند شد. درحالی كه از تب می سوزند و یا از درد به خود می پیچند، نگاه نگران و دردمندشان به دست پزشكی است تا شاید واسطه رحمت خدا شود و دردشان را درمان كند. 

متأسفانه جامعه ما مسیر بدی را دارد با سرعت طی می كند.
از یك طرف مسئولین (مجلس، دولت و ...) هستند كه هیچ برنامه و نگاه صحیحی به مقوله بهداشت و درمان و سلامت جامعه ندارند. یعنی یا بلد نیستند و یا اینكه خودشان درگیر چیزهای دیگر هستند. بنا براین نه بودجه كافی به تأمین سلامت مردم جامعه می دهند و نه نظارت و مدیریت كافی روی هزینه كرد همین دو قران دارند. بیمارستانهای دولتی ما با وضع بسیار بدی دارند روزشان را به شب می رسانند. بلبشو و هرج و مرج، كمبود امكانات، فرسودگی و بی انگیزگی پرسنل، ضعف شدید مدیریت، كیفیت پایین آموزش نیروهای جدید و ...، دردهای این سیستم بیمار است.
این آقایان مسئول هم كه نمی دانم چه پدر كشتگی با پزشك جماعت دارند، (شاید در كودكی از دست پزشكی آمپول زیاد خورده اند!) انگار ریشه حل همه مشكلات را در ضدحال زدن و تحت فشار گذاشتن پزشك ها می بیینند. باور كنید ما پزشك ها درد دلهایی داریم كه دوست نداریم آنها را سر هر كوچه فریاد بزنیم. 
از آن طرف نظام آموزش پزشكی ما سرگشته و حیران دور خودش می چرخد. تا حدی به كمیت پرداخته ایم اما از كیفیت خبری نیست. تعداد دانشگاهها و دانشكده ها زیاد شده اما دكتر خوب و توانمند كم تربیت می كنیم. زندگی ها هم آنقدر سخت شده كه طرف هنوز درسش تمام نشده فكر این است كه چكار كند تا امورات زندگی اش را بچرخاند.
در كنار اینها مردم هستند (البته نه همه مردم) كه فقط بلدیم بدی ها را ببینیم و خشك و تر را با هم بسوزانیم. خدا نكند جوگیر شویم آن وقت دكان انصاف را هم تعطیل می كنیم، چشممان را می بندیم و دهانمان را باز.

مثل همیشه « همه چیزمان به همه چیزمان می آید»!!!

 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • اضافه به خبرخوان

  • Subscribe


Related Posts with Thumbnails